علي بن حسين انصارى شيرازى
442
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
ابو ريحان در صيدنه مىنويسد : به لغت رومى وج را اقيرون و اطباى ديگر اقارون و بسريانى وص گويند و بپارسى ويرج و در ماوراء النهر و فرغانه ورج و فريژ و فريج گويند لاتين CALAMUS ASIATICUS فرانسه CALAMUS D , ASIE انگليسى ASIATIC CALAMUS وخشرق درمنه خراسانى بود و طبيعت وى گرم و خشك است و حب القرع بيرون آورد و شربتى از وى يك مثقال بود و بدل وى شيح ارمنى بود در تحفه حكيم مؤمن و خشيرق و وخشيزك ضبط شده است ودع بپارسى كچل خوانند و بزرگ وى سفيدمهره خوانند و كوچك وى را بشيرازى گوشماهى گويند و آن نوعى از حلزون است و حلزون شيح بود و وى پيچيده و پهن بود و ودع دراز و پيچيده بود و در قوت مانند صدف باشد و بخاصيت مانند شيح صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ودع بفتح واو در ماهيت از جمله اصداف و حلزونات است باصناف و اقسام و اشكال مختلفه مىباشد آنچه دراز و پيچيده است به فارسى كچك و در ديلم كلاچك و باصفهانى كسن گربه و بهندى كودى و نوع كوچك آن را بشيرازى گوشماهى و بهندى كهونكا نامند و بهترين آن بحرى آنست و شيح پهن و پيچيده بود ودج زوفا رطب است و گفته شد ورل شيخ الرئيس گويد به شكل وزغ و سام ابرص بود و دنب وى دراز بود و سر وى كوچك بود وى غير سوسمار است و مخالف وى در شكل سر و بدن و گوشت وى بغايت گرم بود و مسخن بود گوشت و پيه وى خاصه چون طلا كنند و در وى قوت جاذبه بود و جذب سلى و شوك كند و سرگين وى مانند سرگين سوسمار سفيدى چشم ببرد و زايل كند و موى بر داء الثعلب بروياند و سرگين ورل كلف و وضح و قوبا را نافع بود و شريف گويد چون بكشند و همچنان در ديگ اندازند و با روغن پزند تا مهرا شود جهت قرحهء كه در سر كودكان بود هيچ معالجه نيكوتر از اين نبود و رازى گويد پيه وى چون بر قضيب مالند بغايت بزرگ گرداند و بدل پيه وى سقنقور بود وراجالوز كرمة البيضا بود و گفته شد ورطورى سطاخنيس است و گفته شد ورس نبات يمنى است و نبات وى مانند نبات كنجد بود و گويند يك سال بكارند دهسال باقى بماند و ثمر بدهد و نيكوترين وى آن بود كه تازه و سرخرنگ بود كه بزردى زند مانند لون عصفر و به شكل گل بابونه بود و خرد طبيعت آن گرم و خشك است در دويم قابض و لطيف بود و كلف و نمش را نافع بود طلا كردن و چون بياشامند وضح را سودمند بود و سنگ را بريزاند و درد گرده و مثانه سرد را نافع بود مقدار شربتى از وى يك درم بود و اسحق گويد مضر است به شش و مصلح وى عسل بود و گويند